بحث علوم پایه خیلی مهم است منتها چون دستاورد حاضر و آماده ای که برای نسل جوان کشور ملموس باشد برایش وجود ندارد، فلذا گرایش به آن در بین دانشجویان و کسانی که انتخاب رشته می کنند، کم است. از همین جهت است که میباید ترتیبی داده بشود تا گرایش به این دانش های علوم پـایـه یـک گرایش بهتری، و گرم تری از ســـوی دانشجویان و دانش آموزان باشد.
1- علوم پایه، هم نیاز دارد به سرمایه گذاری دولت؛ چون متأسـفانه دولت ها هر وقت مشکل مال پیدا می کنند، بعنوان اولین جاهایی که در بودجه حذف می شوند، عبارت است از همین بخش علم و فرهنگ و مانند این هاست؛ این ها هیچ مشـکل و دردسری
ندارند اما اول بودجه این هـا را قطع می کنند؛ فی المثال یکی از دولت ها بودجه بخش های علمی را پنجاه درصد کاهش داده بود؛ این به معنی است که پنجاه درصد از فعالیت های علم کشور بایستی متوقف بشود. از همین جهت اهمیت حمایت دولت ها از حرکت علمی پدیدار می گردد؛ فلذا دولت باید کمک بکند، البته خود صاحبنظران و دانشمندان نیز باید دولت ها را در این مسئله کمک کنند. وزارت آموزش و پرورش نیز در این زمینه وظیفه ای مهم دارد؛ هدایت تحصیلی باید از آموزش و پرورش انجام بگیرد بطوری که بتوانند این جوانان را حرکت بدهند و هدایت تحصیلی را به سمت علوم پایه و مانند آن بصورت واقعی انجام دهند که امروزه متاسفانه در طرح های ایشان هدایت به سمت این علوم در جریان نیست.
2- ما در علوم پایه باید سرمایه گذاری مستمر کنیم و حرکت ما حرکت پیشدستانه باشد؛ یعنی سعی کنیم به استقبال حقایق کشف نشده عالم برویم. حقایق بسیاری در عالم وجود دارد که کشف نشده، کمااینکه صدسـال پیش نیز خیلی از حقایقی که امروز کشـف شده، کشـف نشده بود؛ این حقایق در طبیعت وجود داشت اما کشف نشده بود. اینطور نیسـت که فرص کنیم که نیروی الکتریسیته تازه به وجود آمده باشد بلکه از اول که دنیا به وجود آمده، این بوده است، لکن کسانی آمدند و همت کردند، هوشمندی به خرج دادند و این را کشف کردند. ما باید بدنبال حقایق کشــف نشده عالم وجود باشیم؛ یک از کارهای اساسی ما این است.
فلذا بعنوان یک نکته بسیار مهم و پایان این مطلب، پرداختن به علوم پایه و علوم بنیادی این خصوصیت را دارد که جامعه علمی را به سمت کشف حقایق کشف نشده می کشاند؛ نه اینکه ما هم فقط صرفاً حول و حوش حقایقی که کشف شده است و حرکت های که دیگران انجام داده اند، حرکت کنیم.